رد پایی بر ساحل |
|||
می اندیشی که فرار کنی.از خانه!از شهر!از کشور! اما چگونه می توانی از خود فرار کنی؟می توانی از هر آنچه که می بینی دور باشی اما هر جا را که بنگری خودت را آنجا خواهی یافت. از خود به کجا می توانی بگریزی؟؟؟ پس بمان،با این زندگی که در تو جاریست، که درتو نفس می کشد ودر تو زنده است.به خود نزدیک شو، به زندگی وببین از تو چه می خواهد.از او دور شده ای شاید که تو را رنج می دهد. به او باز گرد وتماشا کن که چه زیبا در تو می بالد ورشد می کند .با او هماوا شو تا ببالی وشکوفا شوی.تمنا های عبث وبیهوده را دور بریز تا خودت را ببینی.نه در آیینه ونه بیرون از خود. چهره ات را از درون بنگر.چه شگفتی ها در خود خواهی دید که تو را ذوق زده خواهد کرد.هر گز به آنچه می بینی قانع نشو.پرواز کن بالاتر.بالاتر تا خودت را آنجا ببینی.چه با عظمت خلق شده ای.اصیل وسرشار از طراوت وشادابی. هر گزدر انتظار یافتن چیزی نباش...هر چه پیش آید خوش آید. نظرات شما عزیزان: پسر خاموش
![]() ساعت16:42---9 ارديبهشت 1390
سلام. من یه وبلاگ ساختم که هرکس میتونه بیاد اونجا و حرف دلشو خیلی راحت بگه. هرچی که توی دلشه. شما هم به وبلاگم سر بزن و اگه توی دلت چیزی داشتی بگو. همه ی حرفا به نام خود نویسنده به عنوان یه پست ثبت میشه. عنوان مطلبم خودت انتخاب کن. ممنون
آدرس وبلاگم : atashekhis.loxblog.com
آخرین مطالب پيوندها
آموزش کامپیوتر ![]() نويسندگان |
|||
![]() |